تبليغاتX
کمپین سراسری دانشجویی
دانشجویان کرد ,صالح نیکبخت را از وکالت خود برکنار ساختند

 صباح نصری و هدایت غزالی دو دانشجوی کرد که مدت 14 ماه است در باز داشت به سر می برند ,صالح نیکبخت را از وکالت خود عزل  کردند. این دو دانشجو در اعلام دلایل برکناری وکیل خود اعلام کردند؛                               

1.در ابتدا و از سر ناچاری این وکیل از جانب خانواده های آنان و بدون اطلاع ایشان انتخاب شده است.                   

2 .وکیل به هیچ وجه پیگیر پرونده آنان نبوده و در این زمینه به شدت اهمال کرده است.

3 . وکیل در موارد متعدد اطلاعات غلط و نادرست در موردپرونده این دانشجویان به آنان ارائه داده است.

4 .وکیل در موارد متعدد دانشجویان را از پیگیری وضعیت خود برحذر داشته و آنان را تهدید کرده است

5. وکیل  دانشجویان را به شدت مورد توهین قرار داده و به آنان اعلام کرده که آنها لیاقت وکالت او را ندارند.

6 .وکیل در مقابل تداوم بازداشت غیر قانونی این دانشجویان هیچ اعتراضی انجام نداده است

7 .وکیل در مورد عمل غیر قانونی دادگاه در تعویق مکرر جلسات دادگاهی اعتراضی انجام نداده است

8 .وکیل به توافقات بین خود و موکلانش پای بند نبوده و در این باره حقوق این دانشجویان را نادیده گرفته است.

 9. وکیل آنچنان از پرونده بی اطلاع بوده که حتی در یک مصاحبه نام هدایت غزالی را سید علی هدایت عنوان کرده و حتی در یک از مراسم ها نام صباح نصری را سعید نصری ذکر کرده است.

 10 .وکیل در مقابل حکم سنگین و ناعادلانه دو سال زندان سکوت کرده است.

11. وکیل به دروغ به دانشجویان اعلام کرده که اتهام آنها ماده 610 بوده ,ولی او آن را تغییر داده است.

12. وکیل در تماس تلفنی با دانشجویان به شدت فعالان حقوق بشری را مورد توهین قرار داده است
+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |

"انور ساعد موچشی "29 ساله‌ ،دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق بین الملل دانشگاه‌ شهید بهشتی تهران همراه‌ با "یعقوب ساعد موچشی "روز پنج شنبه‌‌ 14.6.1378 در منزل مسکونی خود در شهرسنندج توسط نیرهای اطلاعات دستگتیر شدند و به‌ مکان نامعلومی انتقال داده‌ شدند. این در حالی بود که‌ انور دوشب میزبان دکتر فرهاد پیربال از شعرا و نویسندگان کردستان بود و شب قبل از دستگیری از طریق تماس تلفنی تهدیدش کرده‌ بودند که خط قرمز را گذرانیده‌ است .انور ساعد موچشی ڕوزنامه‌ نگار و عضو هیئت تحریریه‌ هفته‌نامه‌ توقیف شده‌” کرفتو” بود انور همچنین از اعضای انجمن،راه‌ سبز و دفاع از محیط زیست سنندج است، وی یک روزنامه‌ نگار موفق و فعال مدنی است که‌ به‌ تحصیل اهتمام میورزید،تاکنون از سرنوشت انها هیچ اطلاعی در دسترس نیست.

هه‌م اکنون درزندانهای ایران  9 انشجوی کُرد زندانی میباشند که‌ از حکم اعدام گرفته‌ تا احکام سنگین برای انها صادر گشته‌ است.

1.حبیب الله‌ لطیفی (فعال مدنی و دانشجوی رشته صنایع دانشگاه ایلام)،حکم اعدام

2.هانا عبدی( فعال حقوق زنان و دانشجوی رشته روانشاسی دانشگاه پیام نور بیجار)،5 سال و حکم و تبعید

3.علی شاکری(دانشجوی رشته حقوق پیام نور سنندج) دو سال و شش ماه‌ حکم

4.یاسر گلی (دانشجوی ستاره دار کارشناسی ارشد)

5.هدایت غزالی (دانشجوی رشته روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران) دو سال حکم

6.صباح نصری(دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران) دو سال حکم

7.روناک صفا زاده‌ (فعال حقوق زنان و دانشجوی گرافیک دانشگاه ارومیه)

8.خضر رسول مروت(دانشجوی رشته ادبیات دانشگاه تهران)

 

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |
بنابر گزارشات در اولین روز اعتصاب سراسری زندانیان سیاسی کرد در زندانهای کردستان و ایران، ده‌ها زندانی اعتصاب غذای خود را شروع کردند.

 بنا به‌ گزارشها امروز در زندان رجایی شهر هشت نفر از زندانیان اعتصاب غذای خود را اغاز کرده‌اند، در زندان ارومیه‌ چهل زندانی و زندان مرکزی سنندج ۱۵ زندانی سیاسی اعتصاب غذای خود ڕا رسیدن به‌ خواسته‌هایشان اغاز کرده‌اند. لازم به‌ یاد آوری میباشد که‌ خانم زینب بایزیدی که‌ در دادگاهی ناعادلانه‌ و سیاسی به‌ ۴ سال زندان و تبعید محکوم شده‌ بود در شانزده‌همین روز اعتصاب غذای خود به‌ سر می برد و گزارشها حاکی از اینست که‌ سلامتی نامبرده‌ در خطر میباشد، پیش بینی میشود که‌ در روزهای اتی شمار اعتصابیون افزایش یابد و فعالین مدنی در شهرهای کردستان و ایران به‌ عنوانهای مختلف از اعتصابیون حمایت بکنند.

 

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |
                                            avatar

بنا به گزارشات دریافتی و مستند به بیانییه یی که با امضای زندانیان سیاسی و مدنی کورد انتشار یافته است ، از روز دوشنبه این زندانیان در تمامی زندان های کوردستان وایران اعتصاب غذایی سراسری اعلام داشته اند .

زندانیان سیاسی کورد طی بیانییه ی" خطاب به انسانیت !" برگزیدن اعتصاب غذا را اقدامی برای "بازپس گیری جسممان و فراتر بردنش از " زندان" و پیوند دادن آن با خواست رهایی "وصف نموده اند.آنان هم چنین اظهار داشته اند این اعتصاب غذا را جهت "شرمگین " ساختن حاکمیت ومعطوف ساختن افکار عمومی به شرایط دشوار زندان سازمان داده اند .

یکی از زندانیان سیاسی و مدنی کورد با اشاره به فشارهای زیاده از حد حاکمیت به ویژه بر فعالان سیاسی و مدنی کورد و صدور احکام اعدام 8 تن از این فعالان و همچنین تشدید فشار بر بقیه زندانیان، اهداف این اعتصاب غذا را چنین شرح داده است :

1. اعتراف حاکمیت به هویت سیاسی ومدنی این زندانیان و در پیش گرفتن رفتاری شرافتمندانه با آنان

2. تجدید نظر در اعدام دسته جمعی زندانیان وتوقف فوری اجرای احکام اعدام کلیه زندانیان سیاسی و مدنی

3. پایان دادن به شکنجه ،آزار ورفتارهای غیر انسانی نسبت به کلیه زندانیان

4. به تبعیض میان زندانیان سیاسی و مدنی وهم چنین تبعید آنان پایان داده شود؛و شرایط زندان بهبود یابد

5. زندان های سر اسر ایران بدون هیچ گونه محدودیتی تحت نظارت سازمانهای حقوق بشری داخلی و جهانی قرار گیرد

6. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی در جهت تحقق مبانی مسلم حقوق بشر و رعایت اصل انصاف، مورد اصلاحات اساسی قرار گیرد

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |

                             اعتصاب غذای سراسری زندانیان کورد

                       بیانیه شماره ی 1 (اندیشه،مواضع و اهدافمان)

 

سلطه و سرکوب صرفا ابزارهایی جهت تحکیم و تداوم حاکمیت نبوده و نیستند،هدف نهایی اینان بر ساختن موجودی فرو انسانی ست، که انقیاد را در هستی خود درونی ساخته؛ و سیطره ی سلطه گر را برای همیشه پذیرا گشته است .

هدف بنیادین سلطه محو انسان است ؛وسلطه گر درپی مردود ساختن تعیّن انسان حتی خودرا نیزبه ورطه ایی  دون انسانی کشانیده است.سرکوب نیروی محرکه ی فراموش گشتن وانقیاد انسان وپذیرش آن همان انسان زدایی خودخواسته است. خودشیفتگی سلطه در جایگاه پاد اندیشه ای خود ابدی پندار ،وضعیت موجود را به عنوان آخرین وضعیت ممکن پیش رو قرار داده است  .

پرسش از ماهیت نظام سلطه ،پرسشی ست که حتی طرح آن نیز درکشاکش انبوه سازی ابتذال وتقدس زدایی مقدس مآبانه از مفهومی چون "آزادی "بیش از هر زمانی دور از دسترس به نظر می آید؛ اما امکان ناپذیری پرسش به همان میزان که بازنمای هژمون سلطه است ، حتی بیشترمسخ مبارزه ای بنیادین برای گذارازآن است .مستحیل ساختن مبارزه بخش جدایی ناپذیری از تاریخ سلطه بوده است ؛ودراین چارچوب صنعت تولید "آزادی" ،"حقوق بشر"و...صرفا بازنمایی های بنده نوازانه تری از آنند. بازنمایی هایی که در جهت تعویق رهایی جایگزین روایت های کمتر مدرن گردیده اند .

تلقین امکان ناپذیری کنش برای رهایی در چارچوب سیستم هایی ایدئولوژیک حاکم ورقابت میان این سیستم ها برای پوشانیدن بیش از پیشِ بارِدیگر انسان شدن ،امروزهمان نقطه یی ست، که نه فقط به وسیله ی نظر بلکه توسط عمل واقدام برای تحقق رهایی نیز باید آن را به چالش طلبید.

ایجاد چالشی از این دست پیش درآمدیست ،برروی افق هرکنشی که برای آزادی محقق می شود؛ویگانه راهی ست ،برای گذارازوضعیت پیشا-مبارزاتی موجود که نظام سلطه بیش از پیش پایگاه ایدئولوژیک وکارخانه هنجارسازی های ویرانگرش را برآن بنا نهاده است.

گرانیگاه زدایش انسان، تکثیر سوژه های تحت انقیاد ؛هم چنین تسریع در کشتار ردّپاهای دیر یاب انسانیت از دست رفته است. سرکوب فرایند تکثیردرعین کشتاریست ،که از یک سو ترغیب به روزمرگی و از سوی دیگر تضمین بقای وضع موجود با بر پا ساختن زندان وچوبه ی دار است.

روزمرگی حتی کشتن را نیز دلپذیر ساخته؛وزندان را به امری عادی وبه دور از ابهام وپرسش مبدل ساخته است .زندان وچوبه ی دارِروزمره شده تبدیل به عرصه ای می شوند،که طی فرایند به ابتذال کشانیدن ومستحیل گشتن آزادیخواهی در چارچوب مناسبات سلطه ،امکان کنش برای رهایی را حتی غیرمحتمل تر نیز می گرداند.این همان نقطه ایست ،که ما در جهت ضدیت با آن وادار به موضع گیری می شویم.

موضع ما فراتربردن زندان وچوبه دار از دریافتهایی ست – که متاثرازدستگاه ایدئولوژیک حاکم - تأسی بدانها رابرای حفظ "امنیت ملی"،"استقلال وتمامیت ارضی "،"امنیت اجتماعی "و...ضروری می داند.موضع ما انکار بزرگِ بازیهای  زبانی ای از این دست است ؛واثبات این که چنین بازیهای زبانی بخشی از همان تلاش پی گیر برای بی محتوا ساختن کنش رهایی بخش و نیز توجیه سرکوب به عنوان یک پدیده ی روزمره است.

اتخاذ چنین موضعی هم چنین ما را به مرزبندی با شبه مبارزاتی می کشاند،که حتی رادیکالترین اشکال کنش برای آزادی اش را نیز به شویی تلویزیونی با ستارگانی ثابت !! تقلیل داده است.

از دیگر سو در زندان ،جسم نه متعلق به زندانی ،بلکه به دستگاهی برای شکنجه او مبدل می گردد .جسم در چارچوب این مناسبا ت پاره ای گوشت است ،که محکوم به جای گرفتن دراقمار استعاری مفهوم ایدئولوژیک "زندان" گردیده؛ و در فرایند به تعیّن درآوردن ایدئولوژی از راه نمایش جسم تسخیر شده به زندانی و جامعه است ،که زندان استمرارحیات دارد.

زندان صرفا از راه بدن زدوده شده از" بدن " است ،که به نمایش وگستراندن نظم نمادینش به جامعه می پردازد.زندان جسم "زندانی شده" را حتی به درون مناسبات خصوصی جامعه نیز می گستراند،تا بتواند از راه آن نظم خویش را حاکم گرداند؛ جسم پیش تر باید از زندانی ربوده شده باشد ؛واین مستلزم تسلیم محض زندانی ست . هنگامی که زندانی تسلیم شد ،جسمش همان "معصومیتی " را عَلَم می کند،که جامعه برای خفظ وصیانت روزمرگی اش به آن احساس نیاز می کند.

جسم" زندانی شده " وجسد اعدام گردیده در پای چوبه ی داررساترین لحن وگفتارسرکوب اند،گفتاری که برای فراموش نشدن اش نیازمند آن است،که هر روز از راه جسم وجسد قربانیانش با جامعه سخن بگوید؛واین همان روزمره شدن امر زندان واعدام است ،که باید زندانی آن را از جسم خویش بزداید.زندانی مبارزه اش را از راه دوباره متعلق ساختن جسمش به خود می آغازد؛وآن گاه که بدن اش در نظم نمادین زندان به دالّی تهی مبدل شد.آن رابه گفتارآزادی پیوند داده است .امری که زندان را به معنای دقیق کلمه خالی از محتوای سرکوب گرانه اش می نماید .

پذیرش روزمره شدن نمایش وبه گفتاردرآمدن سلطه از راه جسم و جسد ما،پذیرش این امر است،که سرکوب دقیقا در جسم ما صورت بندی شود،موضع ما انکار ونفی این صورت بندی ست .

برگزیدن" اعتصاب غذا" اقدامی ست ،برای باز پس گیری جسممان وفرا بردن اش از"زندان".اعتصاب غذای مان صرفا تحمل نوعی گرسنگی نیست ،پیوند دادن بدن  به خواست رهایی ست .شرمگین ساختن اجتماعی ست ،که یاد گرفته تا از راه جسم و اجساد زندانیان سیاسی گفتار سرکوب را در خود درونی تر سازد؛پس در ورطه ی روزمرگی هایش برای همیشه فراموش .

هم چنین موضع ما در بر دارنده ی معنای دیگری ست ،برای شرمگین ساختن سرکوب واین که نظم نمادین زندان به مثابه دستگاهی ایدئولوژیک ،نظمی ابدی نیست ؛وجسم رها گشته زندانی،بنیاد انسانیت زدوده اش را ازهم خواهد گسیخت.

به رساترین لحن ممکن مخاطبان اعتصاب غذای مان همچنین آنانی اند، که آخرین دستاوردهای "حقوق انسان" ابداعی اشان را نه موازی با رهایی بلکه با نشانی از فراموشی بنیادین انسان بر چهره پذیرفته؛ و در گوشه ای از جهان شان مرگ همیشگیش را در انتظارند.  

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |

                                         

دو دانشجوی کرد ایرانی از سوی شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب به دو سال حبس تعزیری محکوم شده اند.

 اتهام صباح نصری، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران و هدایت غزالی، دانشجوی روانشناسی دانشگاه علامه طباطبایی، تبلیغ علیه نظام و شرکت در تجمع غیر قانونی عنوان شده است. 

صالح نیکبخت، وکیل این دو دانشجوی کرد، گفته است که به حکم صادر شده از سوی دادگاه انقلاب، اعتراض خواهد کرد. 

این دو دانشجو چهارده ماه از دوره حبس خود را گذرانده اند.

 طی سه سال گذشته فشارها بر فعالان دانشجویی ایرانی افزایش پیدا کرده و موج بازداشت و محکومیت آنها روندی صعودی داشته است.

 به تازگی قربانعلی دری نجف آبادی، دادستان کل ایران در یکی از علنی ترین هشدارها علیه فعالیت سیاسی دانشجویان به آنها گفته است که از “جریان آفرینی” به خصوص “جریان آفرینی سیاسی” پرهیز کنند یا با برخورد قضایی مواجه شوند. 

این هشدار در حالی صادر شده که مقام های جمهوری اسلامی در گذشته بر حق دانشجویان در انجام فعالیت سیاسی تاکید داشتند. با این حال در هفته های اخیر فشارها بر فعالان دانشجویی ادامه یافته است.

 کانون مدافعان حقوق بشر که شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، از موسسان آن است سه ماه قبل در گزارشی اعلام کرد که طی یک سال اخیر (بهار ۸۶ تا بهار ۸۷) ۱۰۸ دانشجو بازداشت شده، ۴۵ دانشجو بازجویی شده، پنج دانشجو محاکمه شده و ۱۵ دانشجو مجازات هایی از جمله زندان، شلاق و جریمه دریافت کرده اند.

 ایران طی دو هفته اخیر در پی اعتراض های متعدد، پنج فعال دانشجویی را آزاد کرد.

 

بی بی سی

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |
+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |
                                        

 

گزارشات از آخرین وضعیت دانشجوی کرد وفعال مدنی "خضررسول مروت "و"سالاریاره " ساکن روستای "تالاو"که هفته پیش در روستای هم جوار خود "حاجی حسن "وهنگام بازگشت از مزرعه خانوادگی شان مورد یورش نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفته بودند.حاکیست که آنان در زندان میان دوآب به سر می برند.

این دو نفر پیش از انتقال به زندان مزبور از سوی نیروهای سپاه پاسداران به شدت شکنجه و آزار دیده اند.خانواده نامبردگان اطلاع داده اند،که در مورخ 30/5/87 زندانی را با چشم بسته به مکان نامعلومی بردند ؛وآنان را با تهدید ناگزیر ساخته اند ، تا اوراقی را با محتوای مجهول  امضا نمایند.

شایان ذکر است "خضر رسول مروت" دانشجوی رشته ی ادبیات دانشگاه ارومیه ونیز از فعالان زبان مادری کردستان است ،که در مقام تدریس زبان کردی در موسسه" سوما "مشغول به فعالیت بوده است .

بازداشت این فعال مدنی توسط سپاه پاسداران نگرانیهای فزاینده یی را در میان فعالین مدنی کرد برانگیخته است ."خضر رسول مروت "هشتمین دانشجوی کردی ست ،که هم اکنون در بازداشت به سر می برد.

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |

                                            

حبيب الله لطيفي دانشجوي کرد که اخيرا توسط دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم گرديده است . از مشکلات عديده جسمي در رنج است ، بسياري از مشکلات جسمي همچون عفونت شديد ريه ها و نارسايي کليه حاصل نگهداري در شرايط غيرانساني بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مذکور و فقدان امکانات و رسيدگي پزشکي در زندان مرکزي سنندج ميباشد.
اين دانشجوي محکوم به اعدام پس از اعتراض ساير زندانيان به دليل عدم درمان تعمدي وي تحت تدابير شديد امنيتي در تاريخ 27/5/87 به بيمارستان توحيد شهر سنندج اعزام گرديد.
بنا بر گزارشات دريافتي روزگذشته مورخه 29/5/87 به علت تشديد بيماري و وضعيت وخيم جسمي وي ، مجددا اين دانشجوي اعدامي تحت تدابير شديد امنيتي به بيمارستان توحيد منتقل گرديد . به گفته پرشکان آقاي لطيفي نياز به بستري شدن و رسيدگي تخصصي پزشکي دارد اما مقامات زندان با عنوان رسيدگي در حد حيات از اين مهم سرباز ميزنند.

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |
 

                                                     

"علي شاکري" دانشجوي رشته علوم اجتماعي دانشگاه پيام نور سنندج ،عضو انجمن فرهنگي ليلاخ شهرستان دهگلان به اتهام اقدام عليه امنيت کشور به دو سال و شش ماه حبس تعزيري محکوم شد .اين دانشجو که در پاييز سال 1386 دستگير شده بود ، مدت 5 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات شهرستان قروه و 17 روز نيز در زندان شهرمذکور به سر برد و نهايتاً با وثيقه آزاد گرديده بود.
گفتني است که دادستان قروه در خواست اشد مجازات را براي نامبرده نموده بود ، حکم مذکور از سوي شعبه 4 دادگاه تجديد نظر سنندج تاييد گرديده است.

+ نوشته شده توسط دانشجو در و ساعت |